خرید بک لینک
هر آدم زنده ای نبردی داره .

برچسب: نویسنده: مهدی صفری تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 4:19


مرگ ، مرگ بودنش را از یک بار بودنِ فرصت زندگی  دارد ؛ وگرنه که خواب هم همان می بود .

برچسب: نویسنده: مهدی صفری تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 4:19

یکی از چیزهایی که میخ ماندگاریش را مابین ذوق ها و علاقه هام کوبیده و  خوشحالم که زمان در موردش هیچ غلطی نمی تواند بخورد ،  قصه است . می توانستم بگویم داستان .اما جنس این چیزِ یک چیز و همه چیز ، طوریست که با قصه جور است شاید چون ذوقم و حافظه ی تاریخی ام قصه را شنیدنی میداند و داستان را خواندنی و من قصه ها را دوست دارم بشنوم بیشتر از آنکه بخوانم ..هر چند حرفی و شکی نیست که هیچ چیز را نمی توان به کاغذ و بویش و تفاوت سفیدی صفحه های خوانده شده و نشده اش و حاشیه نوشتن هاش و هایلایت کردنهاش و تجملات خواندنش  ترجیح داد ؛ اما  تخیل  این قدرت را دارد که بزند زیر قطعیت هیچ چیزها .

برچسب: نویسنده: مهدی صفری تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 4:19

و اما تو . پدیده ی پیچیده ی من ، قره العین الفروغ (!) ، عزیز جانم . عذر  مقدمه پُقدمه و آداب دانی  را همین اول کاری خواستم ..من همیشه برخلاف انچه که  میبینی از واقعیت بیزارم. نوعی  اکراه .به اندازه و به نوعی که از جرم و پلاک و بوی دهان یک کیس سرطانی  اکراه دارم ؛ به همان اندازه با واقعیت مشکل دارم .اما این را هم عمیقا معتقدم که بهترین جا برای  من زیر دماغ همین واقعیت است .همین است که گاهی تماما می بلعمش. حریصانه میکشمش توی ریه هام و حبسش میکنم .همین است که کار و درسم را و پلاک و جرم و بوی متعفن را به همان اندازه دوس دارم و از گزند خودم نگه شان میدارم و همین می شود که حق با تو باشد اگر مرا سهل انگار بدانی .در حالیکه این که تو سهل انگاری میدانیش ، این سکوت و غیبتِ احمقانه ی من در خداحافظیِ تو ، صرفا به پیشواز واقعیت رفتنِ من است . منی که این روزها برای دلتنگ شدن ، شکننده بود . اخرین ذره هام را نگه میدارم انگار .هر چند که این وضعیت برای منی که  احمقانه یا عاقلانه ، همیشه امیدوارم ، جای نگرانی ندارد و انقدر به ذات سینوسی زیستن آشنا هستم که خو

برچسب: نویسنده: مهدی صفری تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 4:19

صفحه بندی